تبلیغات
شهر پریان - خلاصه ی قسمت اول انیمه ی هایکیو (پایان و آغاز)
ارسـال شـده در: معرفی انیمه* عکسای انیمه ای* جالب و جدید و مبتکرانه*


by : Miuna Chan

اینو بخونی حتی اگه انیمشم نبینی میفهمی چی به چیه چون خیلی باجزئیاته و همینطور عکسم داره.ادامه مطلب یادت نره

 




(بعد از تیتراژ)

پسری با دوچرخه خودش از رو به روی مغازه ای که لوازم برقی می فروخت میگذ شت که چشمش به تلویزیون روشن افتاد. داشت مسابقات تورنمنت بهاره رو نشون می داد. "پرش غول کوچک" جلوی چشماشو گرفت. زمزمه کرد: کاراسونو!

دوستش اونو صدا زدو رفت. تصمیم گرفت که والیبالیست بشه.

(حدود سه سال و سه ماه بعد)

به کلاس سوم راهنمایی رفته بود و وارد مسابقات شده بود. پاشو که تو سالن گذاشت حس غریبی بهش دست داد. بعد از سه سال تمرین با جون و دل کندن تمرین کرده بودو بزور یه تیم کوچیک شش نفره رو تشکیل داده بود.دو نفر از همکلاسیاش و دو نفر سال اولی. بقیه ی تیم میترسیدن ولی اون امید به بردن داشت.دوتا همکلاسیش ( ایزومی و کوجی)حتی قوائد رو هم بلد نبودن و ازش خواستن که یادش بده (تو سالن-___- ) چون تورنمنت خودشون تموم شده بود اومده بودن وگرنه کوجی فوتبالیست بودو ایزومی بسکت بازی میکرد.






-          ما اومدیم که برنده بشیم

-          چی؟ فک کردی تیم دقیقه نودی ما برنده میشه؟

-          معلومه.

-          حریفمون، کیتاگاوا دایچی چطوره؟

-          ازشون میبریم


یک آن تیم کیتاگاوا دایچی پشت سرشون ایستادن.خیلی از اونا قد بلند تر بودن.برو بچ هم که... ترسیدن.یه عالمه طرفدار اومده بودن و تشویق میکردن.بقیه تیم ها هم از اونا حرف میزدن.

-          عجب تیمی...!

-          وحشتناکن..!

-          اونا نامزد عنوان قهرمانین!

-          "پادشاه" بین اوناش!.....اون کیه؟....نمیشناسیش؟کاگیاما توبیو.بهش میگن پادشاه میدان.پاسور فوق العاده ایه.

کوجی گفت که ما با اینا بازی داریم؟ و اون جواب داد گفت: مهم نیست.توپو تو زمینشون میزنم. و ایزومی ادامه داد:آره.پرش های شوچان (شویو: فامیل نقش اصلی.مو نارنجی.شماره یک)عالیه.کوجی هم جواب داد: روت حساب میکینیم.

شوچان دل پیچه گرفتو رف دستشویی. بچه های کیتاگاوا دایچی داشتن آب میخوردن که در مورد تیم شو چان ینی"یوکیگائوکا" حرف میزدن و اینکه تعدادشون کمه.میگفتن که اونا حتی لیبرو هم ندارن.(لیبرو: بازیکن متخصص دفاع) و قدشون مثه بچه دبستانی هاس.میگفتن هیچ شانسی در مقابلشون ندارن.

-          هی بروبچ، ما رو دست کم نگیرین. وقتی دل دردم خوب شدبهتون یه درسی میدم یادتون نره! پس آماده باشین

-          جدی میگی؟

-          باشه داداش. ما آماده ایم

-          بچه دبستانی

-          عنوان کاپیتان هم داره

-          منو مسخره میکنین

-          هی ، سال دومی وقت گرم کردنه زود باشین

-          ببخشید ، همین الان میایم

-          وای بد شد ، کاگیاما سنپای‌ـه

کاگیاما سنپای بود که اومده بود."پادشاه میدان" اون سال دومیای کیتاگاوا دایچی بازم شوچان رو مسخره کردن که یه دفعه کاگیاما به خشم اومد و گفت:

هی، شماهایی که حتی نیمکت نشین هم نیستین.فک کردین اونقدر قوی این که حریفتون رو دست کم بگیرین؟اعتبار مدرسه رو به باد ندین.

اون پسرا که رفتن شوچان به کاگیاما گفت که خودم میتونستم جوابشونو بدم.اون اعتماد به نفس بالایی داشت و به اون گفت که ممکنه از لحاظ فیزیکی آماده نباشم ولی اومدم ببرم.بازی اول..بازی دوم...همشو میبریم.

کاگیاما جواب داد: بازی اول و بازی دومو جام حذفی.همشو میبرم.

وقتی رفت، ایزومی اومد دنبال شوچان.باهم رفتن که تمرین کنن.شیمک شوچان خوب شده بود.توی سالن،تیم کیتاگاوا دایچی که داشتن تمرین میکردن، کاگیاما سنپای بازم دادو بیداد راه انداخته بود.مربی باهاش صحبت کرد که باید اونطور که بچه ها هستن استعدادشونو بکشونه بیرون اما اون با خود خواهی تمام جواب داد:خودم میدونم.

بازی که شروع شد سرویس های حریف بی جواب میموندن.ولی هیناتا نمیخواست ببازه.به دوستاش دلداری میداد.یاد قدیما افتاد که بهش گفتن باید تنهایی کلوپ والیبال تشکیل بدی.به علاوه والیبال پسرا که فعالیت کلوپ محسوب نمیشه.میخوای بری تو تیم دخترا؟ اونم گفته بود تنهایی تیم تشکیل میدم.

بازی 7-0 به نفع کیتاگاوا دایچی

یاد اون وقتایی افتاد که به هر کی میگفت حتی یه پاس براش بفرسته گوش کسی بدهکار نبود.

بازی 9-0 به نفع کیتاگاوا دایچی

بلاخره یه پاس برای هیناتا فرستاده شد.با پرشی که داشت کاگیاما رو به وجد آورده بود ولی...توپش دفاع شد.

ست دوم : بازی21-7 به نفع کیتاگاوا دایچی

هر بار که پاس به دستش می رسید دفاع میشد.نمیتونشت اونور تورو ببینه.دستشونو خونده بودن.کاگیاما پاسای تیز میداد و ملاحظه هم تیمی هاشو نمیکرد.اونام میگفتن چه فایده داره وقتی نمیتونن توپامونو دفاع کنن.

امتیازات:23-7 به نفع کیتاگاوا دایچی

امتیازات:24-7 به نغع کیتاگاوا دایچی




یه امیتاز تا باخت یوکیگاکوئا.یکی از بچه ها گفت: اونا سطحشون خیلی بالاتز از ماست.شوچان گفت:ولی ما هنوز نباخیتم.


بعد از یه سرویس که به دست شوچان رسید توپو کوجی با زد بالا و بلاخره هیناتا یه امتیاز گرفت.شوق کرده بود. اما کاگیاما عصبانی بود.چون هم تیمیش توپو ول کردو دنبالش نرفت.

همه خوشحال شدن.

امتیازات:24-8 به نفع کیتاگاوا دایچی

 

سرویس رو ایزومی زد .به تور برخورد کرد ولی تو زمین حریف رفت اونام فقط توپو رد کردن سمت زمین یوکیگائوکا.پاس که به دست ایزومی رسید اون نتونست توپو خوب پاس بده ولی شوچان پرید.


جلوش دفاعی نبود.توپو زد ولی...اوت شد.

بازی تموم شد.شویو سرافکنده توی زمین ایستاده بود.کاگیاما تحت تاثیر شویو قرار گرفته بود.امام میدونست اون به یه پاسور احتیاج داره.همه روی خط ایستادن.بازی تموم شد...از سالن که اومدن بیرون، هیناتا با گریه به کاگیاما گفت: بلاخره شکستت میدم. واین عهدی بود که با خودش بست.

***

اون روز ها و شب ها تمرین کرد. میخواست غول کوچک کاراسونو بشه چون توی دبیرستان کاراسونو ثبت نام کرده بود.با شوق و دوق تمام وارد این مدرسه شده بود که کاگیامای مغرورو شکست بده.


با هرچه توان داشت خودشو به سالن ورزشی گذاشت و چشماشو باز کرد...چیزیو که میدید باورش نمیشد...کاگیاما توبیو....


می بینید که جون کندم که تموم شد.نظر ندی یعنی.... هوف

آخه فکنم این اولین سایتو وبلاگیه که داره خلاصه این انیمرو میزاره

نظر یادت نره. کپی هم ممنوع

با کمک  زیر نویس پارک انیمه

 

 

 

 



پیـــــــــــــام : نظرات
آخـــریـن دســـتکاری: دوشنبه 21 دی 1394 10:25 ب.ظ




POWERED BY SAenna