تبلیغات
شهر پریان - انشای امتحان من :\

انشای امتحان من :\

جمعه 25 دی 1394 12:16 ب.ظ

ارسـال شـده در: ... موضوعی نداره....* جالب و جدید و مبتکرانه*


by : Miuna Chan

نظر بدین
دوستام که میگن به بیست راضی نمیشی

 

موضوع انشا: کویر تشنه و ستاره باران شب

 

در تمامی دنیا، در تک تک خانه های برق سوز و چراغ سوز، در لبخند های بی باکانه ی کودکان در حال بازی با آبهای پر جنب و جوش دریا، در جوش و خروش ابرهای بارانی،در همه و همه، هر کسی  به نحوه ای چشم انتظار موعود خورشید خورشید است.

    حتی ماه، حتی ماه هم به انتظار خورشید نشسته است. او، با آمدنش، به کویر تشنه آب می دهد، به درخت سوخته جان می دهد و به صدای گرفته  نوا می دهد. او، بدون هیچ یارو یاوری تنها می نشیند، به مانگاه میکند و قطره قطره اشک می ریزد. او که با دعایش، دست های در قنوت نماز باران را، خیس از اشک های ابر سیاه می کند.او...

   می دانید او، هم منتظر است.اما منتظر ما؛ ما که با رفتارمان راه نزدیک اورا دور می کنیم.او منتظر است که ما صدایش کنیم. اما، ما چه می کنیم و چه کرده ایم؟ ماهم شده ایم مردم کوفه. مردمی که مولایشان امام حسن را تنها گذاشتند. طعم تنهایی امام حسین در صحنه ی کربلا رایک نفر دیگر دارد روی زبانش می چشد. امام حسین ما این دفعه در تمام دنیا تنهایی میکشد. دنیای ما همان کویر تشنه ی کربلاست. همان ستاره باران شب، بدون ماه است.

   می دانید، دنیا و جهان ما پر از فریب و نیرنگ شده است. فریب و نیرنگی که به بچه ی دوساله نشانش بدهی می فهمد که چه میگذرد. گذرای روزگار ما، گذشتن او از پلی است. پلی که دیوانه وار خراب می شود. پلی که ما با دست های خودمان می سازیم و با دست های خودمان خرابش میکنیم.

   زندگی ما همین گونه می خواهد بماند؟ همین گونه غرق در فتنه های شیطانی؟ نه...آخرش انتطار به سر می رسد. این دنیا این گونه نخواهد ماند. چون دنیا پر از هرج و مرج دوام نمی آورد. آخر دنیا، صاحب ندارد...






پیـــــــــــــام : نظرات
آخـــریـن دســـتکاری: جمعه 25 دی 1394 12:19 ب.ظ




POWERED BY SAenna