تبلیغات
شهر پریان - مصاحبه ای با جناب سونیک

مصاحبه ای با جناب سونیک

پنجشنبه 1 بهمن 1394 07:33 ق.ظ

ارسـال شـده در: مصاحبه ی انیمه ای* جالب و جدید و مبتکرانه* طنز*


by : Miuna Chan

 

ســــــــــــــلام. امروز داریم می ریم کمپانی جناب آقای سونیک. اسمش هست سرعت . ما خودمونم نمیدونیم این اسم به چه علت گذاشته شده. ولی خب، امروز میخوایم بریم بفهمیم. متن مصاحبه به هیچ عنوان حق کپی نداره. به زحمت تا کمپانیشون رفتیم تا مصاحبه کنیم و ایشونم بزور وقت ملاقات دادن.

خب حالا میریم وارد اتاقشون بشیم.

-         با اجازه

عه وا... خواب تشریف دارن ایشون.

-         _ جناب...آقای سونیک...آقــــا........با تو امــــــــــــــــــــــــــــــــــ


-         دست شما درد نکنه... از اینکه اینقدر محترمانه از ما پذیرایی کردین ممنونیم!....(با فریاد:) ببخشیــــدا مــــا اومدیــــم واســـه مصاحـــبه.

-     _ واقعا؟ فک کردم اومدی برام لالایی بخونی جیغولی.بشین رو این صندلی تا برم لباس عوض کنم بیام.

عه من جیغولیم؟ باشه.برو لباساتو عوض کن؛ کجاشو دیدی...! (تــــــــــق) ای درد ای مرض. مثه آدم درو ببیند خب!


برو ادامه مطلب... باحاله..نظرم یادت نره...



حالا معلوم نیست کِی بیاد! ( عِــــی، تــــرق)

-       _  با عرض پوزش. ولی جناب چرا شما درو مثه الاغا بازو بسته میکنی؟

-        _ تو خونمه خانوم.

-        _  آها بله. بزارین یادداشت کنم... توی...خون..سونیک...آممم..گلبولای... قرمز یک... الاغ... در جریانه ...یکم علمی شد نه؟

-       _  حالتون خوبه؟..خواهش میکنم پاک کنید.

-        _ متاسفم شما هرچی که بگید ضبط میشه

-         _ د اَاَاَه... خیله خب. شروع کنید.

-        _  اول از همه بگید که چرا اسم این کمپانیه به ظاهر کمپانی اسمش سرعته؟

-         _ خب... میشه گفت بخاطر اینکه خود من...

هنوز حرفش تموم نشده بود که یه یاروزی خل مثه یه دیونه وارد اتاق مدیریت شد.

-         _ هووووو.... حالا سیاهه نارگیله عقابه نارگیله...

سونیکو که اگه نگا کنی با یدونه فلفل قرمز مو نمیزنه. فکنم الانه که بترکه.

-         _ ساکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

یک آن همجا ساکت شد.پشه  ای هم که داشت پرواز میکرد نشست.

-        _  چند بار بگم اول در بزنین بعد وارد شین؟

-         _ بخدا تقصیر من نیس... همش تقصیر این سیلور دیونس.

این صدای شدو بود که از غم جاری بود..بیچاره...کوچولوی ضعیف

سیلور نیشش تا بناگوشش باز شدو تقریبا با داد گفت: مامانم یادم ندااااده. سونیک نفسشو محکم فوت کرد بیرون و رو به من ادامه داد: بهتره اصلا آدم حسابشون نکنیم.دلیل اینکه اسم این کمپانی سرعته اینه که خود من...

سیلور تندی پرید وسط حرفشو گفت: بخاطر اینه که سونیک خیلی از سرعتی که داره اعتماد به سقف گرفته و خواسته این تو چشه همه فرو شه.

-        _  آها پس اینطوریاس.

-         _ نه نه... حرفای اینو باور نکنین...همه اسمش یه رمزه. سین یعنی صبح... ر یعنی روز...عین یعنی افتضاح... ت یعنی تو

-         _ جناب مطمئنین کلاس اولو کامل تموم کردین؟

-         _ چطور مگه؟

-         _ چون افتضاح با عین نیست و صبح هم با سین نیس.

-        _  آممم...

سیلور گفت: دیدین گفتم؟...هاهاها

-         _ متوجهم. بله بله... خب سوال بعدی...چرا شما دوتا مثل دوتا خروس بی محل اومدین تو..اتفاقی افتاده بود؟

سیلور دوباره  با همون لبخند مضحکش جواب داد:

امی با کیک زده بود تو صورت شدو. منم شدو رو بزور آوردم که بگه به مدیر خان ما که امیو تنبیه کنه. شدو هم نمی اومد میگفت سونیک تبعیض قائل میشه.بجاش منو میندازه بیرون...خیلی مظلومــــه

-        _  آخی... حیوونکی... آها یادم رفت بنویسم...سونیک...تبعیض قائل می شود...

سونیک با ترش رویی به سیلور گفت: الهی بگم چیکارت نشه...وایسا فقط...

 

این مصاحبه ادامه دارد.....



پیـــــــــــــام : نظرات
آخـــریـن دســـتکاری: پنجشنبه 1 بهمن 1394 07:52 ق.ظ




POWERED BY SAenna